قانون شماره ۲۷: شاغل نیستم عاشق هستم.

صادقانه بگویم من خیلی دور خودم چرخیدم تا توانستم به این مفهوم برسم که باید کاری را انتخاب کنم که عاشق آن باشم.

کارهایی چون دست‌فروشی، فروشندگی، کارمندی، مشاوره ، بازاریابی بیمه، سرمایه‌گذاری در بورس و تدریس در دانشگاه را تجربه کردم و تقریباً در همه آن‌ها هم از سطح معمول جامعه بهتر درخشیدم و موفق بودم اما ارضا نمی‌شدم تا اینکه بالاخره و به‌سختی به علاقه خود پی بردم و بعد نفس راحتی کشیدم. منظورم از علاقه کاری است که برای آن ساخته‌شده باشی. کاری که تو را بتواند تا صبح بیدار نگه دارد. کاری که آن‌قدر به تو انرژی بدهد که خستگی‌ناپذیر شوی. کاری که به بازنشستگی‌اش فکر نکنی. کاری که وقتی مشغول انجام آن شدی تایم نگیری و مدام به ساعت نگاه نکنی. کاری که مرخصی نداشته باشد. کاری که تو را جمعه‌ها نیز دل‌تنگ خود کند. کاری که هرگز نگویی اه… شنبه شد دوباره باید بروم سرکار. در یک‌کلام کاری که کار نباشد عشقت باشد. هرگز نگویید؛ اگر من کار نکنم؛ از گرسنگی می‌میرم؛ بلکه به خود بگویید؛ اگر من کار مورد علاقمو نکنم؛ می‌میرم.

به نظر شما عادل فردوسی پور به کارش به‌عنوان شغل نگاه می‌کند یا به‌عنوان زندگی. استاد شجریان به کارش به‌عنوان یک شغل نگاه می‌کند یا عشق تمام‌نشدنی. ابراهیم حاتمی کیا چطور؟ استاد انتظامی چطور؟

مربیان فوتبال سن بازنشستگی ندارند زیرا آن‌ها کار نمی‌کنند که بخواهند بازنشسته شوند بلکه فقط لذت می‌برند و زندگی می‌کنند. آیا کسی از لذت و خوشی خودش را بازنشسته می‌کند. مرخصی می‌گیرد. از زیر کار در می‌رود؟

آن‌قدر کارهای مختلف را تجربه کردم و از این شاخه به آن شاخه پریدم تا پی به علاقه ی واقعی‌ام بردم. فهمیدم رسالتم چیست و برای چه‌کاری ساخته‌شده‌ام.شاید زمانی که آن‌قدر دور خودم می‌چرخیدم کائنات داشت به من می‌خندید که حسین کجا می‌روی؟ چکار می‌کنی؟ تو برای این‌ها ساخته نشده‌ای.

من فکر می‌کنم هرکسی دنبال عشق و علاقه واقعی‌اش برود حتماً می‌درخشد. حتماً ثروت و موفقیت به دنبالش می‌رود. حتماً در کارش خلاقیت خواهد داشت و مهم‌تر از همه حتماً از تمام زندگی‌اش لذت خواهد برد. بهانه‌ای که بسیاری از افراد می‌آورند این است که کاری که من به آن علاقه دارم پول توش نیست و به همین دلیل سراغ آن نمی‌روم. پاسخ من این است محال است در جهت علاقه اصلی‌تان کارکنید و ایده‌های ثروت ساز به سراغ شما نیاید. این قانون جهان هستی است و زندگینامه کارآفرینان بزرگ این را تصدیق می‌کند. البته اشکالی ندارد انسان گاهی ممکن است برای به دست آوردن سرمایه اولیه کارهایی را به‌طور موقتی انجام دهد که هیچ علاقه‌ای به آن‌ها ندارد (مثلاً مسافرکشی یا حتی دست‌فروشی، درست مانند خود من) اما درنهایت باید به سمت کاری برود که برای آن ساخته‌شده است.
نمونه‌های بسیار زیادی سراغ دارم که دنبال علاقه اصلی خود رفته‌اند و بسیار درخشیده‌اند.

یک خاطره:

هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم در سمیناری آموزشی در کرج حضور داشتم. آقای بسیار مسنی روی سن آمد و به حضار گفت: من بیست سال افسر نیروی هوایی بودم؛ بعد از بازنشستگی زودهنگام، در ۴۵ سالگی کنکور دادم و در رشته موردعلاقه‌ام ادبیات پذیرفته شدم. مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را طی کردم و با مدرک دکتری ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شدم. اکنون در سه دانشگاه کشور تدریس می‌کنم و  تاکنون بیش از ۴۲ کتاب نوشته‌ام.

یکی دیگر از نمونه‌های عالی عشق به کار، آقای دکتر علیرضا مجیدی است. ایشان پزشک بوده اما به دلیل علاقه به نوشتن و نویسندگی شغل طبابت را رها کرده و به نویسندگی روی آورده‌اند. وب‌سایت موفق www.1pezeshk.com کار ارزشمند ایشان است.

به‌طور مثال فردی را می‌شناسم که در یک ارگان نظامی شاغل بودند اما با رها کردن شغلشان به دنبال علاقه اصلی‌شان، پروش گل رفته و هم‌اکنون یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گل و گیاه به ترکیه و سایر کشورها می‌باشند. این موفقیت و درخشش بزرگان نشان می‌دهد که ما دو راه بیشتر نداریم:

۱- عاشق کارمان شویم.

۲- کاری را انجام دهیم که عاشقش هستیم.

دکتر مهدی فخارزاده بزرگ‌ترین فروشنده بیمه عمر در آمریکا و جهان در کتاب ارزشمندشان به نام «هیچ‌چیز ناممکن نیست» می‌نویسند:

«من به کارم عشق می‌ورزم اگر به چیزی عشق بورزید و شیفته  ی آن باشید؛ ترس‌ها و نگرانی‌ها از بین می‌رود. زمانی که با معشوق خود هستید و به ساعت نگاه می‌کنید؛ ساعت ۲ عصر را نشان می‌دهد. پس از گذشت دقایقی اندک، بار دیگر به ساعت خود می‌نگرید ساعت ۹ شب را نشان می‌دهد؛ شما عاشق هستید.»

جبران خلیل جبران می‌گوید:

کار عشقی است ملموس و اشتیاقی است آشکار. اگر نمی‌توانید به کار خود عشق بورزید و نه با لذت، بلکه بی‌رغبت کار می‌کنید؛ بهتر است کار خود را ترک کنید و در ورودی معبدی بنشینید و از آنان که با عشق، کار می‌کنند؛ صدقه بگیرید.

گر بخواهید در این یک‌دم عمر نیک جویای حقایق باشید

و به چشم همه نیکان جهان بس برازنده ولایق باشید

هدفی ناب بیابید و درراه وصال عالم عامل عاشق باشید.

عاشق نه شاغل (طرح از همشهری جوان)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.