معرفی کتاب ۳۹: از ۲۵ راه دلی به دست آور

نام کتاب: از ۲۵ راه، دلی به دست آور (زندگی را میدان رقابتی نبینید که برای پیروزی باید دیگران را شکست داد) ۲۵ Ways to Win with People

نویسنده: جان سی. مَکسوِل

ترجمه: عزیز کیاوند

نشر: فرا – چاپ اول – سال ۱۳۹۰ – ۲۳۰ صفحه

جان مَکسول نویسنده هلندی تبار، اهل آفریقای جنوبی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۳ میلادی می باشد. وی دو بار برنده جایزه ادبی من بوکر، سه بار برنده جایزه CNA و برنده جوایزی از قبیل بیت المقدس، Prix Femina و داستان های بین المللی Irish Times شده است. مَکسول دارای تعدادی دکترای افتخاری و یکی از نویسندگان معتبر به زبان انگلیسی می باشد.

کتاب از ۲۵ راه، دلی به دست آور بر اساس یکی از پایه ای ترین دلایل تیرگی روابط بین آدمیان، یعنی عدم توازن بین “خودخواهی” و “دگرخواهی” نوشته شده است. مَکسول در قالب یکی از راهکارهای برقراری ارتباط خوب و موثر با دیگران، مردم را به دو گروه “گیرنده” یا “سازنده” تقسیم می کند. وی می گوید: “گیرندگان دست بگیر دارند و همه چیز را می قاپند تا نیازهای خود را برآورند و سازندگان کسانی هستند که می بخشند، می آفرینند و کار راه می اندازند. اینها مایه کامیابی دیگرانند.”

یکی از پیام های این کتاب این است که حس دگرخواهی را در خود پرورش دهیم تا در دل دیگران راه پیدا کنیم؛ چرا که خودخواهی بیش از حد دیواری می شود که ما را از دیگران جدا می سازد.

به نظر مَکسول، لذتی بالاتر از این نیست که رشد و شکوفایی دیگران را ببینیم و شاهد بهره برداری انسانها از ظرفیت ها و توانایی های شان باشیم. این کتاب به شما کمک می کند که در چنین امر خیری شریک باشید و در شکفتن استعدادهای آدم های دوروربر خود نقشی ایفا نمایید.

گفتار ۱: از خود شروع کنیم

گفتار ۲: قاعده ۳۰ ثانیه

گفتار ۳: بگذارید مردم بدانند که به آنها نیاز دارید

گفتار ۴: خاطره انگیز باشید

گفتار ۵: اشخاص را در حضور دیگران تعریف و تمجید کنید

گفتار ۶: به اشخاص صفتی بایسته بدهید

گفتار ۷: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

گفتار ۸: پیک امید باشید

گفتار ۹: اعتبار را به دیگران بدهید

گفتار ۱۰: سنگ تمام بگذارید

گفتار ۱۱: راز خود را با رازداری در میان بگذارید

گفتار ۱۲: درون را بنگرید و حال را

گفتار ۱۳: از خود بیرون آیید

گفتار ۱۴: به یاری مردم بشتابید

گفتار ۱۵: با جان و دل گوش دهید

گفتار ۱۶: راه های ورود به دل ها

گفتار ۱۷: در کمک به دیگران نخستین نفر باشید

گفتار ۱۸: بر قدرت و منزلت اشخاص بیفزایید

گفتار ۱۹: داستان زندگی و احوال شخصی اشخاص

گفتار ۲۰: داستانی زیبا بگویید

گفتار ۲۱: بدون چشم داشت

گفتار ۲۲: نام همه را به خاطر بسپارید

گفتار ۲۳: بر نقاط قوت اشخاص انگشت بگذارید

گفتار ۲۴: تشویق نامه بنویسید

گفتار ۲۵: به توفیق مردم کمک کنید

گفتار ۱: از خود شروع کنیم

اگر می خواهید با مردم انس و الفتی به هم بزنید، ابتدا باید از خود شروع کنید.

اگر منش و شخصیتی گیرا نداشته باشید، حلقه ارتباط شما با دیگران می گسلد.

اگر سلامت عاطفی که پایه و محور برقراری مناسبات خوب با مردم است را نداشته باشید، شاد نخواهید بود.

اگر چاره کار خود را ندانید، چاره ساز کار دیگران نخواهید شد.

اگر خود را باور کنید، می توانید دیگران را بپذیرید.

اگر قدر خود را ندانید، خود را باور نکنید و اعتماد به نفس نداشته باشید، بازی زندگی را نمی برید. برنده کسی است که قدر و ارزش دارد و این را کسی نمی تواند از شما بگیرد. برندگان ارزشمند هستند. هر کاری با یک اسکناس ۵۰ دلاری بکنید باز هم طالب آن هستید زیرا با آن که مچاله شده است، ارزش خود را حفظ کرده و هنوز همان ۵۰ دلار می ارزد.

هر انسانی ارزش دارد و چیزی ارزنده دارد که به دیگران ارزانی دارد. شما می توانید برنده شوید و دیگران را هم برنده کنید. پس خودت را ارزان نفروش.

گفتار ۲: قاعده ۳۰ ثانیه

مردم سخن تشویق آمیز را از یاد نمی برند. مهربان باش… مردم گرفتاری دارند. همه انسانها به سخنی لطیف، به تعارفی زیبا که شعله امید را در دلشان برافروزد نیاز دارند. این کار خرجی ندارد اما انسانها را به وجد می آورد.

وقتی که انسانها به یکدیگر می رسند سعی می کنند که خود را خوب جلوه دهند. در قاعده ۳۰ ثانیه این جریان را معکوس کنید و وقتی به کسی می رسید راهی بیابید که او خوب جلوه کند.

این قاعده بر سه اصل استوار است: توجه، تایید و تقدیر. این بار وقتی با کسی روبرو شدید، در ۳۰ ثانیه اول او را تحویل بگیرید، تأیید و به نحوی تقدیرش کنید. ویلیام کینگ می گوید: “شایعه پرداز کسی است که از دیگران به شما می گوید، ملال انگیز کسی است که درباره خود حرف می زند و مصاحب خوب و هوشمند کسی است که صحبت را به خود شما می کشاند.”

کسانی که بر قدر ما می افزایند، ما را به سوی خود می کشند و

کسانی که از قدر ما می کاهند، ما را از خود می رانند.

گفتار ۳: بگذارید مردم بدانند که به آنها نیاز دارید

اگر قرار باشد کاری بزرگ انجام گیرد، باید از “من” گذشت و به “ما” اندیشید. وقتی بار آرمان و آرزو ان قدر سنگین می شود که نمی توان بر دوش کشید، دو راه پیش پای آدم باقی می ماند: یا آرمان و آرزو را رها کنی یا کمک بگیری.

توماس وودرو ویلسون، بیست و هشتمین رئیس جمهور آمریکا می گوید: “نه فقط از مغزها و آدم های باهوش خود باید استفاده کرد، بلکه باید این نوع آدم ها را از هر جه که می توانیم قرض بگیریم.”

انسان نیاز دارد بداند که منشأ اثر بوده است. آدمی نیاز دارد که وجودش مورد نیاز باشد. برای مثال وقتی از کسی آدرس می پرسید، دمی از کار خود دست می کشد تا به شما کمک کند چون نوعی احساس برتری می کند و ارزش بیشتری برای خود قائل می شود.

وارن بنیس، نویسنده کتاب های رهبری می گوید: “مدیران و رهبران خوب، کاری می کنند که اشخاص احساس کنند در مرکز امور هستند نه در حاشیه آن. هر کس باید احساس کند وجود او نعمتی برای سازمان است و اگر چنین شود، کارش برایش معنا پیدا می کند.”

 

گفتار ۴: خاطره انگیز باشید

خاطره مشترک موجب پیوند انسان ها به یکدیگر می شود. خاطره ها دنبال ما نمی آیند – ما دنبال آنها می رویم. برخی از خاطرات اتفاقی ایجاد می شوند اما بسیاری از آنها را می توان با قصد و نیت قبلی ایجاد کرد. خاطرات دل انگیز دیگران را به سوی شما می کشانند.

در ایجاد خاطره ابتکار به خرج دهید و با خلاقیت خود رویدادی خاطره انگیز ایجاد کنید.

بیشترین خاطرات ما با کسانی است که زمان بیشتری با آنها معاشرت داشته ایم. اگر وقت نگذارید که بیشتر با مثلا خانواده یا کارمندانتان باشید، خاطره ای هم در کار نخواهد بود.

منتظر نمانید تا رویدادی خاطره انگیز رخ دهد. برای ایجاد خاطره نقشه بکشید.

گفتار ۵: اشخاص را در حضور دیگران تعریف و تمجید کنید

مَکسول به مدیران درس می داد که چگونه فضایی ایجاد نمایند که استعدادها شکوفا شود و مدیران و رهبرانی تمام عیار از کار درآیند. ده نشان عقاب او در عنوان درسی به نام جست و جوی عقاب به شرح زیر می باشند:

  • عقاب اهل عمل است.
  • عقاب فرصت ها را در می یابد و در هوا می قاپد.
  • عقاب بر باور و کردا دیگران تأثیر می گذارد.
  • عقاب ارج و قرب ما را بالا می برد.
  • عقاب برندگان را جذب می کند.
  • عقاب عقابان دیگر را مجهز می کند تا به پیش بتازند.
  • عقاب برای کمک به سازمان طرح ها و ایده هایی دارد.
  • عقاب روحیه ای نیرومند دارد.
  • عقاب پای تعهدات و مسئولیت های خود می ایستد.
  • عقاب به سازمان و رهبر سازمان وفادار است.

بهترین و ساده ترین راه برای به دست آوردن دل مردم تعریف و تمجید از آنها با کلامی معنادار و صمیمانه و مخصوصا در حضور دیگران است. وقتی از کسی در حضور جمع تمجید می کنید، مثل عقاب بال در می آورد. تمجید نشانه تأیید است و به انسان نیرو می بخشد. تمجید صادقانه هر کسی را خوشحال و سربلند می کند.

تشویق، اکسیژن روح است.

گفتار ۶: به اشخاص صفتی بایسته بدهید

گوته می گوید: “اگر با انسانی بر اساس حال موجود او رفتار کنید، از آنچه هست کمتر می شود. با او بر پایه آنچه می توانست باشد رفتار کنید تا همان شود.”

اگر مایلید کسی را برانگیزید که در تعالی خود بکوشد، به این نکات دقت کنید:

  • به مردم کمک کنید بر اعتبار خویش بیفزایند. هر کسی هم ارزش دارد و هم توانایی. اگر بکوشد، به هر دو می رسد.
  • ارجی را که برای کسی قائلید در عمل نیز نشان دهید. اینکه به فرزند نوجوان خود بگویید رانندگی اش خوب است با اینکه کلید ماشین را به او بدهید که از آن استفاده کند متفاوت است.
  • از ناکامی های گذشته اشخاص بگذرید و بر توان آینده شان چشم بدوزید.
  • به اشخاص نام های خودمانی نو بدهید که گویای استعداد و توانایی شان باشد زیرا هر کسی از تشویق دیگران که مبتنی بر جمال یا کمال او باشد شاد می گردد.

گفتار ۷: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

رالف والدو اِمرسون می گوید: “هرانسانی هر قدر هم کامیاب باشد، با شنیدن دو یا سه کلمه نامناسب دلسرد می شود و هیچ اندوه و مصیبتی نیست که بار آن چند کلمه را سبک تر نماید.” بیشتر مردم قدرت جادویی کلام را می شناسند. تنها کافی نیست سخن سنجیده بگویید، زمان و موقع سخن گفتن نیز بسیار اهمیت دارد. سخن سنجیده باید در جای مناسبش گفته شود. چنین سخنی فقط اثر آنی ندارد، بلکه اثر مثبت آن می ماند. یکی از مهمترین پیامدهای سخن سنجیده در زمان مناسب ایجاد حس اعتماد است. البته چگونه گفتن نیز اهمیت دارد.

کلامی که در موقعی مناسب ادا شود مانند نگینی از طلاست که بر زمینه ای از نقره نشسته باشد.

اگر وسوسه می شوید که پند و اندرزی را که از شما خواسته نشده است بگویید یا با خودنمایی بگویید “من که به تو گفتم”، یا از کسی عیب و ایرادی بگیرید یا انتقادی کنید بدون آنکه راهکاری ارائه دهید، بهتر آن است که چیزی نگویید.

سخن نسنجیده در موقع نامناسب فرد را دلسرد می کند.

سخن نسنجیده در موقع مناسب فرد را ناامید می کند.

سخن سنجیده در موقع نامناسب فرد را گیج می کند.

و سخن سنجیده در موقع مناسب نسیمی فرح بخش است که فرد را سر شوق می آورد.

دنبال فرصتی باشید که با کلام خود دیگران را بالا ببرید. چه بسا کلام شما زندگی آنها را تغییر دهد.

گفتار ۸: پیک امید باشید

اگر کسی آنقدر به شما اعتماد کند که آرزو و رویای آینده اش را با شما در میان بگذارد، باید خیلی مراقب باشید و با رعایت نکات زیر تشویقش کنید:

  • آرزوها و رویاها شکننده هستند. افرادی هستند که از دیدن این که دیگران به دنبال تحقق آرزوها و رویاهای خود هستند ناراحت می شوند زیرا به یادشان می آید که چقدر عقب هستند. بر رویای کسی خرده نگیرید. هرگز نخواهید که قصاب رویاهای مردم باشید. شعله افروز آن باشید حتی اگر تحقق رویاهای کسی را دور از دسترس می دانید.
  • بر باد رفتن آرزو زیان بخش است. آیا تاکنون شده است که از امید و آرزویی دست بکشید؟ امید و آرزوست که ما را زنده نگه می دارد. بنیامین فرانکلین می گوید: “بیشتر مردم در ۲۵ سالگی از سر می میرند زیرا امید و آرزویی در سر نمی پرورانند.” برای همین بسیار مهم است که به حفظ امید و آرزوی دیگران کمک کنیم.
  • مردم را به کوشش در راه تحقق آمال و آرزوهایشان تشویق کنید.
  • امید و آرزو وقتی زنده می ماند که شانسی برای تحق آن باشد. دست به تشویق دیگران بزنید تا امیدها و آرزوهایشان را با شما در میان بگذارند. سپس آنها بیشتر به کارها و کوشش های کنونی شان جلب می شوند. این را به اصطلاح “مدل طنین عملکرد” می نامند.

 

گفتار ۹: اعتبار را به دیگران بدهید

وقتی دیگران را در کامیابی خود شریک می سازید، هم خودتان شاد می شوید و هم موجب خوشحالی دیگران می شوید. اعتبارِ توفیقی را به دیگران دادن، آسان ترین راهِ به دست آوردن دل آنهاست که برای گام برداشتن در این راه چند پیشنهاد دارم:

  • غرور را از سر دور کنید. خودخواه کسی نیست که همه اش به خودش فکر می کند، بلکه کسی است که به دیگران فکر نمی کند.
  • درنگ جایز نیست – هرچه زودتر بهتر. بلانچارد، از صاحب نظران عرصه مدیریت می گوید: “وقتی سراغ کسی بروید که دارد کارش را به خوبی انجام می دهد.”
  • در حضور دیگران بگویید. نقش دیگران در انجام کاری بزرگ را به همه بنمایید.
  • تقدیر کتبی بدهید زیرا او را تا آخر عمر شاد می سازد و یادآور دستاوردهایش است.
  • چیزی بگویید که باورش دارید. صادق باشید و به خاطر دلخوشی کسی چیزی نگویید. هر سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

گفتار ۱۰: سنگ تمام بگذارید

بسیار خوشایند است وقتی کسی به ما می گوید: “از حد انتظارم فراتر رفتی.” شاید شما هم فردی باشید که در هر کاری سنگ تمام می گذارید. اگر چنین است آفرین بر شما. ما بهترین گزینه های خود را برای کسانی در طبق اخلاص می گذاریم که دوستشان داریم و به آنها احترام می گذاریم.

اصطلاح “پاشیدن بذر کامیابی” در روان شناسی به ما می گوید که وقتی در کاری از دل و جان مایه می گذاریم، احساس کامیابی می کنیم.

گفتار ۱۱: راز خود را با رازداری در میان بگذارید

در افشای رازتان بر کسی به دو نکته توجه کنید: ۱) زمینه را بسنجید و ۲) قصدتان این باشد که او را بسازید. در این مورد سه چیز را در نظر داشته باشید:

  • افشای راز یعنی اطلاعی با ارزش به کسی بدهیم. اطلاعات خود را احتکار نکنید.
  • گفتن راز به فردی دیگر باعث می شود که خود را ممتاز ببیند و خودباوری و عزت نفسش بالا می رود.
  • گفتن راز به کسی او را با ما همراه می کند.

 

گفتار ۱۲: درون را بنگرید و حال را

حقیقت این است که همه مردم خلوص نیت ندارند. اما اگر به دیگران بدگمان باشید، رفتاری نامناسب با آنها در پیش می گیرید که فضای مراوده را تیره تر می کند. به طور کلی از دیگران به ما همان می رسد که انتظارداریم. پس دست بالا را بگیرید، انتظاری نیک در ذهن خود بپرورانید، همه چیز را از دریچه چشم دیگران ببینید، درباره عمل دیگران قضاوت قطعی نکنید و روزهای خوب مردم را به یاد آورید، نه روزهای بد آنها را.

گفتار ۱۳: از خود بیرون آیید

مهمترین مقوله این کتاب مقوله ارتباط با مردم است: آیا به فکر دیگران هستید؟ مفهوم اساسی این مقوله، اصل تصویر بزرگ می باشد که می گوید: “کل جمعیت جهان-جز اندکی-شامل مردمان دیگر است.”

به فکر دیگران بودن زندگی را هدف می بخشد. پیوسته به فکر خویش بودن، نیروی ما را تحلیل می برد. پس به فکر دیگران باشید تا نیرو بگیرید و رضایت خاطر داشته باشید.

توفیق در زندگی در چیزهایی نیست که برای خودمان به دست می آوریم.

در کارهایی است که برای دیگران انجام می دهیم.

گفتار ۱۴: به یاری مردم بشتابید

هِنری وَن دایک، نویسنده، تعلیم دهنده و روحانی آمریکایی و سفیری که شاعر هم بود می گفت: “هدفی والاتر از این وجود دارد که انسان بالا بالاها بنشیند. و آن این است که فرود آید و انسانیت را اندکی بالا بکشد.” دست کسانی را گرفتن و آنان را به جایی برکشیدن، روحیه و نگرشی والا می طلبد. دیگران را در آنچه به شما داده اند شریک کنید و بدانید که چیزی از شما کم نمی شود.

گفتار ۱۵: با جان و دل گوش دهید

اگر شنونده خوبی هستید کارتان سکه است. آنچه می ماند این است که در لا به لای حرف های مردم به احساسشان پی ببرید. شنوندگان خوب، توجه خود را بر شخص متمرکز می سازند، با شور و شوق گوش می دهند، برای فهمیدن گوش می دهند و گوش می دهند که جوابی بدهند و پنبه را از گوش خارج می کنند زیرا بر سر راه گوش دادن موانعی مانند عوامل حواس پرتی، حالت دفاعی گرفتن، ذهن بسته که فکر می کند پاسخ همه سوال ها را می داند، فرافکنی، فرض و گمان و غرور وجود دارند.

گفتار ۱۶: راه های ورود به دل ها

  • بپذیرید که آدمها متفاوت هستند.
  • بپرسید تا بیابید. سوالی مناسب، راه ورود به دل ها را پیدا می کند.
  • زمینه مشترک ایجاد کنید.
  • به شاخص های تغییر در زندگی هر کسی بنگرید.

وقتی به دل کسی راه یافتید، با صداقت عمل کنید چون مورد اعتماد قرار گرفته اید. علاقه قلبی به دیگران پیش از آنکه فوت و فن باشد سبکی از زندگی است. اگر این سبک زندگی را دنبال کنید، بخشی از شخصیت شما می شود. به بیانی دیگر، عشق به مردم باید در شخصیت شما جلوه نماید تا در اعمالتان.

گفتار ۱۷: در کمک به دیگران نخستین نفر باشید

من هم کمک کردن به مردم را دوست دارم. تصور می کنم یکی از دلایل خلقت ما همین باشد. کمک کردن به مردم فقط به نفع آنها نیست، بلکه آنها را در جرگه یاران و دوستان ما درمی آورد. زیگلر می گوید: “اگر به دیگران کمک کنید که به خواسته های خود برسند، خود به آنچه در زندگی می خواهید می رسید.”

حال برای اینکه اولین دستی باشید که به یاری می شتابد، رهنمودهای زیر را دنبال کنید:

  • برای کمک به دیگران اولویت قایل شوید. کمک به دیگران را در دستور کار خود قرار دهید.
  • از نیاز مردم آگاه شوید.
  • ریسک پذیر باشید. گاه کمک به دیگری مخاطراتی در بر دارد. با این وجود، این نباید باعث شود که دست یاری به سوی کسی دراز نکنید.
  • به کمک خود ادامه دهید. گاه وقتی که نخستین کمک دهنده هستیم، در می یابیم که گیرنده کمک آن قدرها هم که خیال می کردیم به کمک نیاز نداشته است. به هر حال به راه خود ادامه دهید زیرا اگر بعد از کمکی پا پس بکشید، باخته اید.

کسی که اول پا پیش می گذارد و کمک می کند، دلی به دست می آورد.

 

گفتار ۱۸: بر قدرت و منزلت اشخاص بیفزایید

زمینه سخنرانی های مَکسول در همه جا افزودن بر قدر و منزلت مردم است. موضوع سخنرانی های او هر چه که باشد، “افزودن قدر و منزلت” را در آن می گنجاند. او می گوید: “در ژرفای وجود خویش باور دارم که در زندگی چیزی مهمتر از مردم وجود ندارد.”

همه چیز از نگرش شما نسبت به مردم سرچشمه می گیرد. برای افزودن قدر و منزلت افراد باید به آنها بها بدهید. اگر به مردم کمک نکنیم اما باز هم از آنها انتظار کمک داشته باشیم، به دردسر می افتیم. ولی اگر مردم را برای تأمین منافع متقابل بسیج کنیم، انگیزه پیدا می کنند. بر قدر و منزلت دیگران افزدون، بازی برد-برد است.

گفتار ۱۹: داستان زندگی و احوال شخصی اشخاص

با پرسیدن داستان زندگی مردم می توان خیلی زود با آنها دوست شد. تصور کنید که اگر داستان کسی را به خاطر بسپارید و بازگو نمایید چه تأثیری خواهد داشت. دوستی از سر گرفته می شود.

شما نزد کسی که داستان زندگی خویش را برایتان گفته است استثنایی می شوید. در این راه سه گام کوچک بردارید تا به مقصد برسید:

  • بپرسید – نخستین بار که با کسی دیدار می کنید، بعد از معرفی و تعارفات اولیه، پا پیش بگذارید و داستان زندگی او را بپرسید
  • گوش دهید – شش دانگ حواستان متوجه گوینده باشد و به اینکه وقتی نوبت شما می شود چه بگویید فکر نکنید.
  • به یاد خود بسپارید – داستانها هزاران سال در یادها مانده اند و از بَر بازگو شده اند. داستان ماندگار است و هر کس داستانی برای گفتن دارد.

گفتار ۲۰: داستانی زیبا بگویید

راز کامیابی داستان سرایان اشتیاق، جان بخشیدن به کلام، مشارکت دادن حاضران، بداهه گویی، از بَر خوانی، لطیفه گویی، خلاقیت و دل گرم کنندگی است. کسی که بهترین داستان را نقل می کند مورد توجه است. برای کسب مهارت در داستان گویی به چند نکته زیر توجه کنید:

  • رویدادی از رویدادهای زندگی خود را برای کسی یا کسانی تعریف کنید
  • هدفتان از نقل داستان ایجاد ارتباط باشد
  • از ته دل بگویید
  • و دیگر اینکه، دیگران را مشتاق شنیدن بدانید

گفتار ۲۱: بدون چشم داشت

بزرگواری و دست و دل بازی خیلی جاذبه دارد. وقتی چیزی را بدون چشم داشت به کسی بدهیم، خود را از حلقه یاران ما خواهد پنداشت. همه چیز به روحیه و نگرش انسان بستگی دارد. افرادی هستند که با اینکه دستشان خالی است ولی باز دلشان می خواهد همان اندک خویش را با دیگران تقسیم کنند و افراد ثروتمندی نیز هستند که خیری به کسی نمی رسانند.

کسانی که بدون چشم داشت می بخشند دو ویژگی دارند: ۱) فراوان بین هستند ۲) تصویر کلان را می بینند

انجام دادن کاری برای دیگران، نیکی در حق خویشتن است.

گفتار ۲۲: نام همه را به خاطر بسپارید

دیل کارنِگی می گوید: “نام هر کس، در هر زبانی، شیرین ترین و مهمترین آوا برای اوست.” باید از افسون نهفته در نام ها آگاه بود. نام هر کس او را از دیگران جدا می سازد. اگر با کسی روبرو شوید که مدت ها یکدیگر را ندیده اید اما باز نام شما را به یاد داشته باشد چه احساسی به شما دست می دهد؟

از حافظه بد خود ننالید. بکوشید نام اشخاص را در یاد خود نگه دارید. از فرد بپرسید: نام شما از چه چیزی گرفته شده است، یا چطور نوشته می شود؟ و از روش ن.د.ج.ص. برای تقویت حافظه خود استفاده کنید.

ن. نام فرد را سه بار در حین صحبت کردن بر زبان آورید.

د. درباره نامش از او چیزی بپرسید.

ج. جنبه چشمگیر بدنی یا شخصیتی او را در ذهن مجسم کنید تا نام او را آسان تر به یاد آورید.

ص. صحبت را با ذکر نام او پایان دهید.

گفتار ۲۳: بر نقاط قوت اشخاص انگشت بگذارید

مردم غالبا درباره رشد و پیشرفت خود اشتباه می کنند. اشتباه این است که بیش از حد ضعف های خود را می بینند. این هم اشتباه است که همه توجه خود را بر ضعف های دیگران متمرکز کنید. “مدعیان کارشناسی” که وقت خود را برای بیان ضعف های دیگران صرف می کنند هیچ گاه دلی به دست نمی آورند.

توانایی های مردم را کشف کنید. با انگشت گذاشتن بر توانایی مردم، آنها احساس می کنند که کسی هستند. آدم ها در حریم توانایی خود انگیزه پیدا می کنند و بیشترین بازده خود را دارند.

آدم موفق جای مناسب خود را پیدا می کند،

مدیر موفق برای دیگران جای مناسب می یابد.

گفتار ۲۴: تشویق نامه بنویسید

لزومی ندارد یادداشتی کتبی از مشاهیر بیابید تا تشویق آمیز باشد. کلامی زیبا که از ته دل برآید، همیشه بر دل می نشیند. تشویق نامه بنویسید زیرا دست خط تشویق آمیز رنگ و بویی خودمانی دارد. تشویق مکتوب از دل بر می آید، به همین سبب نیرومند است. شما بعدا دستخط خود را فراموش می کنید، اما آن دستخط سال ها در یاد گیرنده می ماند و به او نیرو می دهد.

گفتار ۲۵: به توفیق مردم کمک کنید

زندگی را میدان رقابتی نبینید که برای پیروزی باید دیگران را شکست داد. عالی ترین احساس وقتی به انسان دست می دهد که ببیند کسی بر اثر یاری او کامیاب شده است. امرسون می گوید: “کمک به دیگران، کمک به خویشتن است.” پس نقشه ای بریزید و راه پیمودنی خود و او را تا مقصد ترسیم نمایید. اگر به توفقی کسی کمک کنید، دوستی پیدا می کنید که در سراسر عمر در کنار شما خواهد بود.

ختم کلام

هر کس می تواند راه به دست آوردن دل ها را یاد بگیرد. لازمه اش این است که به مردم باور داشته باشیم و از ته دل خواهان کمک به آنها باشیم. شاید انجام دادن پاره ای از تمرینات گفته شده راحت نباشد، اما هیچ کدام دست نیافتنی نیستند. آنقدر تمرین کنید تا مسلط شوید. باشد که با کمک به کامیابی دیگران، پیوسته کامیاب باشید.

برخی از جملات شگفت انگیز مکسول

افراد بسیاری دوست دارند داستانی، شعری یا حتی کتابی بنویسند، ولی هیچ وقت این کار را نمی کنند. چرا؟ چون آنها از شروع کردن می ترسند.

تنها تضمین شکست خوردن، دست از تلاش برداشتن است.

رهبری یعنی اثرگذاری

مردم شاید کلمات شما را بشنوند، ولی آنها طرز نگرش شمارا احساس می کنند.

افراد ابتدا تحت تأثیر رهبر قرار می گیرند، نه چشم انداز.

اگر می پندارید که رهبری یعنی افراد را به دنبال خود کشاندن، شاید رهبر خوبی باشید. ولی اگر تصور می کنید که رهبری یعنی افراد را به دنبال آرمانی بزرگ کشاندن، این پتانسیل را دارید که به رهبری بزرگ تبدیل شوید.

1 پاسخ
  1. بهروز
    بهروز گفته:

    با سلام خدمت استاد بزرگوار و سپاس ار زحمات جنابعالی در معرفی کتاب های ارزشمند و مفید…
    موفق و موید باشید.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.