معرفی کتاب ۴۴: محدودیت صفر

نام کتاب: محدودیت صفر (راز نهفتۀ مردم هاوایی برای حصول ثروت، سلامتی، آرامش و فراتر از آن)

Zero Limits: The secret Hawaiian system for wealth, health, peace and more

نویسنده: جو ویتالی Joe Vitale

ترجمه: ویدا کرمی

نشر: بهار سبز چاپ اول سال ۱۳۹۸ ۲۶۳ صفحه

مستر استاد - هواوپونوپونو

دکتر ایهالیا کالا هیولن، روانشناس اهل هاوایی و رئیس سابق بنیاد من، رهایی از دنیا، روش به روز شدهٔ تکنیک هواپونوپونو را از خانم مورنا نالاماکو سیمئونای فرا گرفته و آن را به دکتر جو وایتلی هم آموخته است. این روش برای اولین بار توسط دکتر جو وایتلی به تفصیل در کتاب محدودیت صفر شرح داده شده و در اختیار جهانیان قرار گرفته است.

خانم مورنا نالاماکو سیمئونای، خالق و اولین استاد برجستۀ خودیابی به روش هو او پونو پونو است وهمیشه کارتی با عنوان «آرامش از من سرچشمه می گیرد» روی میز کار خود دارد.

جوزف ویتالی یا جو ویتالی، نویسنده، موسیقیدان، سخنران و معلم معنوی اهل ایالات متحدۀ آمریکاست. جو ویتالی در فیلم راز حضور دارد و کتاب‌های عامل جاذب و محدودیت صفر از اوست.

دکتر جو ویتالی در این کتاب از آشنایی اش با عجیب ترین درمانگر دنیا سخن می گوید. او روانشناسی بود که بدون هیچگونه ویزیت تخصصی، همۀ بیماران یک بخش پر از مجرمان روانی را بهبود بخشید. او از روش شفابخشی خارق العادۀ بومیان هاوایی استفاده می کرد.

پس از خواندن این کتاب و اجرای تمرینات سادۀ آن، از معجزات آن شگفت زده خواهید شد. لذا، توصیه می کنیم این کتاب را چندین بار بخوانید تا پیامش را به درستی دریافت کنید. آنچه قصد داریم در این مقاله بیان کنیم، خلاصه ای از کتاب محدودیت صفر و شگفتی های آن می باشد.

توی تمام توانم، تویی تو شوق کلامم

به مهربُدان نگاهت، که یار خواهی ماند

تقدیم به تویی که قلبت پاک است…

مستر استاد - هواوپونوپونو

جملات تأکیدی، تجسم، نیت، احساس کردن نتیجۀ نهایی، نوشتن خواسته ها، روش های هیجانی یا رهایی از احساسات ناخوشایند (EFT) که گفته می شود راههایی برای تجلی یا جذب چیزی در زندگی هستند، همگی اسباب بازی هایی هستند تا ذهن ما را به خود مشغول کنند.

واقعیت این است که معجزات زمانی رخ می دهند که دست از این اسباب بازی ها برداریم و به جایی در درونمان اعتماد کنیم که محدودیت صفر نام دارد.

این مکان، جایی ورای گفتگوهای ذهن و درست مکانی است که آن را الهی می خوانم.

در این کتاب به سه مرحلۀ زیر اشاره می کنم:

  • مرحلّ آغازین، قربانی شدن
  • سپس، خالق زندگی خود شدن
  • اگر خوش شانس باشید، بندۀ خدا شدن

پرسش و پاسخ بین من و یک کارشناس هدف گذاری:

کارشناس: عمدۀ فلسفۀ من برای هدف گذاری، اشتیاق سوزان» است.

من: چه پیشنهادی برای کسی که نمی تواند انگیزۀ لازم برای هدف گذاری پیدا کند دارید؟ کارشناس: اگر پاسخ این سوال را می دانستم، می توانستم بسیاری زا مشکلات جهان را حل کنم. به نظرم تشنگی، راه حصول یک هدف است.

من: اگر به اندازۀ کافی تشنه نباشیم چه؟ در این صورت به هدفت نخواهی رسید. پس، چگونه می توانیم تشنگی و انپیزه را در خود ایجاد کنیم؟

کارشناس دیگر پاسخی نداد.

روش پاک کردن ضمیرناخودآگاه که موانع را در بر دارد، در کتاب محدودیت صفر آورده شده است. این روش به پاکسازی برنامه های پنهانی بازدارنده از رسیدن ما به خواسته هایمان همچون سلامتی، ثروت، سعادت، یا هر مورد دیگری، کمک می کند. همۀ اینها در درون شما اتفاق می افتند و توضیحات کامل مراحلش در این کتاب شرح داده می شوند.

جهان هستی از جایی شروع شد که «هیچ» خود را در آینه دید.

محدودیت صفر دربارۀ بازگشت به وضعیت صفر می گوید، جایی که هیچ چیزی وجود ندارد و همه چیز ممکن است. روزی که هیچ خود را در آینه دید، شما زاده شدید.

هدف اصلی این کتاب این است که به شما کمک کند تا شگفتی را در لحظه لحظۀ زندگی تان تجربه کنید. سپس معجزاتی برای شما رخ خواهند داد.

آنچه در این کتاب می آموزید این است که چگونه جهان را با عینکی جدید ببینید و عینک های دیگر را رها کنید. وقتی موفق به انجام دادن این کار شدید، به جایی می رسید که من به آن «محدودیت صفر» می گویم.

کل ماهیت این کتاب را می توان در یک عبارت بسیار ساده خلاصه کرد. عبارتی که راز نهایی جهان هستی است: «دوستت دارم.»

آیا چیزی دربارۀ درمانگری که مردم را بدون اینکه ببیند شفا می داد، شنیده اید؟ او از روش شفادهی هو او پونو پونو که منتسب به بومیان هاوایی است استفاده می کرد.

هو او پونو پونو فرآیندی است برای رهاسازی انرژی های سمی درون و تأثیرگذاری افکار، گفتار، اعمال و فعالیت های الهی در نتیجۀ رهاسازی.

هو اوپونو پونو به معنی تصحیح یا درست کردن اشتباه است. بنا به گفتۀ بومیان باستانی هاوایی،  اشتباه از افکاری سرچشمه می گیرد که از خاطرات دردناک گذشته رنگ گرفته اند.

مستر استاد - هواوپونوپونو

شناخت خود از طریق هو اوپونو پونو

مسئولیت صد در صدی در برابر مشکلات فرد مقابل

در رویکردهای سنتی حل مسئله و شفابخشی درمانگر با این باور کار را آغاز می کند که منبع مشکل در درون فرد و نه در خود درمانگر است. درمانگر باید تمایل داشته باشد که ۱۰۰ درصد مسئولیت ایجاد مشکل را قبول کند. یعنی او باید بپذیرد که منشأ مشکل را در افکار اشتباه خود و نه در درون فرد بداند.

پذیرش صد درصد مسئولیت به وجود آمدن مشکل به درمانگر اجازه می دهد که مسئولیت صد درصد حل آن را نیز قبول نماید.

به تدریج که افکار اشتباه درمانگر، خانواده، بستگان و نیاکانش با افکار آکنده از عشق جایگزین می شوند، در فرد مقابل، خانواده، بستگان و نیاکان او نیز جایگزین می گردند.

زندگی به واقع جز برای عشق که همه چیز را می داند اسرارآمیز است. دست از این فکر بر میدارم و از عشق به خاطر همۀ نعماتش تشکر می نمایم.

برای حل مساله و با استفاده از فرایند امروزین هواوپونوپونو، درمانگر ابتدا باید خودش و ذهنش را به منبع اصلی متصل سازد. این همان چیزی است که دیگران آن را عشق یا خداوند می نامند. وقتی اتصال برقرار شد درمانگر از عشق درخواست می نماید که آن دسته از افکار اشتباه او را که منجر به بروز این مشکل شده اند، ابتدا در خودش و بعد در فرد مقابل اصلاح نماید.

این درخواست در واقع انجام فرایندی از جانب درمانگر و به قصد توبه و استغفار است.

“به خاطر افکار اشتباهی که داشته ام و این مشکل را برای من و فرد مقابل پدید آورده اند متاسفم. لطفاً مرا ببخش.”

عشق ابتدا احساسات نادرستی را که علت مشکل بوده اند، اعم از نفرت، ترس، خشم، سرزنش یا سر در گمی خنثی می سازد. سپس انرژی های خنثی شده را از افکار آزاد می کند و آنها را در وضعیت خلاء یا خالی بودن یا آزادی حقیقی رها می نماید.

پس از این که افکار خالی و رها شدند عشق آنها را از خود پر می سازد. نتیجه؟ درمانگر انگار که از نو به دنیا آمده و در عشق غوطه ور شده است. با نو شدن درمانگر فرد مقابل و هر کس دیگری هم که در مشکل نقشی داشته است نو می گردند. ناامیدی در فرد مقابل

با عشق جایگزین می شود و نور عشق به جای تاریکی می نشیند.

حل مشکلات بدون کمترین تلاش

مشکلات فقط بازپخش خاطرات گذشته هستند.

مستر استاد - هواوپونوپونو

کسی که به بیرون بنگرد، خواب می بیند

و آن که درون را بنگرد، بیدار می شود.

کارل یونگ

نمونه ای از پاسخ نامۀ من به دکتر ایهالیا کالا هیولن:

جو

آرامش از خودم آغاز می گردد.

مشکلات من بازپخش خاطرات در ذهن ناخودآگاهم هستند. مشکلاتم هیچ ربطی به کسی، جایی یا موقعیتی ندارند. آنها همان چیزهایی هستند که شکسپیر در یکی از اشعارش به «ناله های پیش از گریه» تشبیه کرده است.

وقتی بازپخش خاطرات را به صورت مشکلات تجربه می نمایم، قدرت انتخاب دارم. می توانم به آنها بچسبم یا این که از خداوند بخواهم که با تحول آنها مرا رهایی بخشد و بدین ترتیب ذهنم به همان حالت اولیه یعنی صفر، یا آزاد از خاطرات باز گردد. وقتی از خاطرات رها شوم دقیقاً به همان شکل الهی که خداوند مرا آفریده است در می آیم.

اگر به خاطرات اجازۀ فرمانروایی بدهم، وضوح ذهنم و همسویی با الوهیت را از دست خواهم داد. اگر همسویی نباشد شهودی هم در کار نخواهد بود. شهود هم که نباشد هدفی نخواهم داشت.

چقدر خوب است که بدانیم آرامش و آزادی از من آغاز می گردد.

آرامش من

ایهالیاکالا

مستر استاد - هواوپونوپونو

هر کسی محدودیت های دیدگاه خودش را محدودیتهای دنیا می پندارد.

آرتور شوپنهاور

دکتر هیولن گفت که هرگز بیماران را به صورت حرفه ای ملاقات نکرده بود. هرگز هم به آنان مشاوره نداده بود. فقط موافقت کرده بود که پرونده های آنها را ببیند و به هنگام نگاه به پرونده ها بر روی خودش کار نماید. به مرور که او بر روی خودش کار می کرد، بیماران هم شروع به بهبودی کردند.

همینجا سوال یک میلیون دلاری را مطرح کردم:

“با خودتان چه می کردید که موجب آن تغییرات در دیگران شد؟”

“فقط بخشی از خودم را که با آنان مشترک بود پاکسازی می نمودم.”

دکتر هیولن ادامه داد که: پذیرش مسئولیت کامل در زندگی بدین معنی است که مسئولیت هر چیزی که در زندگی شما است صرفاً به دلیل این که در زندگی شما است با شما می باشد. دنیا، به معنای واقعی کلمه، مخلوق شما است.

اگر مسئولیت کامل زندگی خود را بپذیرید، آنگاه متوجه می شوید که هر آنچه که می بینید، می شنوید، می چشید، لمس می کنید یا به هر نحو دیگری تجربه می نمایید به دلیل این که در زندگی شما است، پس مسئولیت آن هم با شما می باشد.

مشکل از دیگران نیست بلکه از خودتان است و برای تغییر دادن مشکلات باید خودتان را تغییر دهید. سرزنش دیگران خیلی آسان تر از پذیرش کامل مسئولیت می باشد.

شفا از نظر هو او پونو پونو به معنی عشق ورزیدن به خود است.

از دکتر هیولن پرسیدم چگونه خودش را شفا داده و دقیقاً به هنگامی که به پروندۀ بیماران را نگاه می کرده، چه اعمالی انجام می داده است؟

وی توضیح داد که “فقط بارها و بارها تکرار می کردم که متاسفم و دوستت دارم”.

همین؟

ظاهراً عشق ورزیدن به خود بهترین راه بهبود خود می باشد.

دکتر هیولن از خودش می پرسید: “چه چیزی در درون من باعث این مشکل شده است و چگونه می توانم این مشکل را در درون خودم تصحیح نمایم؟”

ظاهراً این روش شفابخشی از درون، همان چیزی است که شناخت خود از طریق هو او پونو پونو نامیده می شود.

در شناخت خود از طریق هو او پونو پونو نیازی به واسطه نیست. تنها کاری که می توانیم انجام بدهیم این است که همۀ امور را به او بسپاریم و توکل نماییم.

آنچه که در بیرون می بینید، سایه ای از زندگی درونی خودتان است. همه چیز انعکاسی از درون است. پس مسئولیت اصلاح هر آنچه که تجربه می کنیم هم با ماست و از درون باید به الوهیت متصل گردید.

تنها راه اصلاح بیرون این است که به الوهیت بگویید “دوستت دارم”.

این الوهیت را می توان خدا، زندگی، دنیا یا هر عبارت دیگری که نشان دهندۀ قدرت برتر باشد، نامید.

  • وقتی چیزی را از کامپیوتر پاک می کنید به کجا میرود؟
  • به سطل آشغال.
  • دقیقاً. هر چند که هنوز هم در رایانه است ولی از جلوی چشم دور شده است. خاطرات شما نیز همین گونه اند. هنوز در وجودتان هستند و فقط به چشم نمی آیند. آنچه که می خواهید این است که آنها را کاملاً و به طور دائمی پاک نمایید.

دو راه برای زندگی دارید: راه خاطرات و راه شهود.

شهود پیغامی است که از جانب الوهیت به شما می رسد. تنها راه گوش سپردن به پیغام الوهیت و دریافت شهود این است که تمامی خاطرات را پاکسازی نمایید. در واقع تنها کاری که باید بکنید پاکسازی است.

الوهیت همان حالت صفر است و در آن هیچ محدودیتی نداریم. هیچ خاطراتی در آن نیست. هیچ مقصدی در آن وجود ندارد. هیچ چیز به جز الوهیت.

راههای متعددپاکسازی

چهار عبارت ساده را بارها و بارها و خطاب به الوهیت تکرار کنید:

“دوستت دارم.”

“متاسفم.”

“مرا ببخش.”

“متشکرم.”

به طور خلاصه می توان گفت که قصد در مقایسه با شهود به پارچۀ کهنه ای شبیه است. تا وقتی که قصد انجام کاری را داشته باشیم، با هر آنچه که هست در حال جنگ خواهم بود. به محض این که در برابر شهود تسلیم شویم، زندگی نیز متحول می گردد.

به طور خلاصه، هو او پونو پونو را می توان درست کردن یا اصلاح اشتباه دانست. هو او در زبان مردم هاوایی به معنی علت و پونو پونو هم به معنی کمال است. بنا به گفتۀ نیاکان مردم هاوایی، اشتباهات از آن دسته از افکاری سرچشمه می گیرند که از خاطرات دردناک گذشته تأثیر پذیرفته اند.

هو او پونو پونو راهی برای رهایی از انرژی این افکار دردناک یا اشتباهاتی که موجب عدم تعادل و بیماری شده اند، پیش پایمان می گذارد.

یعنی به طور خلاصه هو او پونو پونو نوعی فرایند حل مساله است. ولی کاملاً در درون خودتان صورت می پذیرد.

“آیا تاکنون توجه کرده اید که هرگاه مشکلی برایتان پیش می آید، شما هم در آنجا هستید؟”

همۀ مشکلات به صورت فکر آغاز می شوند. ولی فکر خودش مشکل نیست. پس مشکل چیست؟ مشکل این است که تمامی افکار ما آکنده از خاطرات دردناک هستند. خاطرات مربوط به افراد، مکانها یا چیزها.

عقل به تنهایی نمی تواند این مشکلات را حل کند چون عقل فقط مدیریت می نماید. مدیریت بر امور هم اصلاً به معنی حل آنها نیست.

باید دست از آنها بر دارید! وقتی هو او پونو پونو را انجام می دهید، الوهیت افکار دردناک را می گیرد و آنها را خنثی و خالص می سازد. این شما نیستید که افراد، مکانها یا چیزها را خالص می نمایید. شما فقط انرژی مربوط به افراد، مکانها یا چیزها را خنثی می کنید. لذا، اولین مرحلۀ هو او پونو پونو تخلیص آن انرژی است.

آن انرژی نه فقط خنثی بلکه رها نیز می گردد و لذا حالت جدیدی پدید می آید. این همان چیزی است که بودایی ها آن را خلاء می نامند. آخرین مرحله هم این است که باید بگذارید الوهیت بیاید و این خلا را با نور پر سازد.

اگر بتوانیم فقط یک روز را بدون هیچ گونه پیش داوری نسبت به کسی سپری نماییم

هنوز خیلی راه داریم تا به جایی برسیم که بتوانیم در هر موقعیتی از خودم عشق ساطع کنیم. پس بابت هر واقعه ای که می افتد فقط بگو: متأسفم. لطفاً مرا ببخش.

هر زمان که اتفاقی رخ می دهد، می توانید بگویید: متاسفم. لطفاً مرا به دلیل هرچه که در درونم جریان دارد و باعث این مشکل شده است ببخش.

مستر استاد - هواوپونوپونو

چگونه باید خود را متحول سازید تا بقیۀ دنیا نیز تغییر یابد؟

تنها راه مطمئن آن “دوستت دارم” است. این همان رمزی است که قفل شفا را می گشاید. ولی باید آن را بر روی خودتان و نه بر روی دیگران به کار گیرید. این دیگران نیستند که شفا می خواهند بلکه شما هستید که طالب آنید. باید خودتان را شفا دهید. شما منبع اصلی تمامی تجربیات هستید.

انجام هو او پونو پونو ساده نیست و نیازمند تعهد می باشد. خداوند پیشخدمت رستوران نیست. باید دائماً بر پاکسازی و پاکسازی و پاکسازی تمرکز داشته باشید.

  • وقتی باورها را مورد سوال قرار میدهی چه چیزی برایت باقی می ماند؟
  • چه چیزی برایم باقی می ماند؟ گزینه ها شفاف می شوند”.
  • آن شفافیت از کجا می آید؟ چرا امکان دارد که کسی در عین ثروتمندی عوضی هم باشد؟
  • فکر نمی کنم که برای ثروتمند شدن لازم باشد شخصیت کسی تغییر یابد. فقط باید پذیرفتن ثروت را باور داشته باشد.
  • آن باورها از کجا می آیند؟
  • برنامه هایی هستند که افراد از زندگی خود بر می گزینند.

دکتر هیولن: هیچ وقت برنامه ریزی نمی کنم. فقط به الوهیت اعتماد می نمایم.

مقاومت نکن. مقاومت همواره ما را در حالتی از اضطراب و فقر معنوی، ذهنی، جسمی، مالی و مادی نگه می دارد.

پس آرام باش و بر لحظه تمرکز کن.

سخن حکیمانۀ دکتر هیولن:

“آنچه که هر یک از ما در خود نگه می داریم، اعم از خاطرات یا شهودها، تأثیر فوری و قطعی بر هر چیزی از انسانیت گرفته تا مواد معدنی، سبزیجات و حیوانات دارد. وقتی خاطره ای در ذهن ناخودآگاه کسی توسط الوهیت به صفر تبدیل می گردد، در تمامی ذهن های ناخودآگاه به صفر تبدیل می شود. در تمامی آنها!”

“می توانی از خالق الهی بخواهی که این خاطرات را در ذهن ناخودآگاهت به صفر تبدیل نماید و آنها را در روح تو و همۀ ارواح دیگر با افکار، کلمات، کردار و اعمال الهی جایگزین نماید.”

علم با قطعیت نمی داند که در زندگی ما چه می گذرد. حتی ریاضیات هم به دلیل وجود صفر ابهام دارد.

چارلز سیف در انتهای کتابش به نام صفر: تمامی آنچه که دانشمندان می دانند این است که جهان از هیچ پدید آمده و به سوی همان هیچی که از آن آمده است باز خواهد گشت.

دنیا از صفر شروع و به همان ختم می گردد.

اگر با کسی چالشی دارید، قطعاً با خود او چالش ندارید بلکه خاطره ای در شما رو می آید و به آن عکس العمل نشان می دهید. این همان چالش شماست نه ارتباط با آن شخص.

توصیه می کنم هیچ برنامه ای نریزید. اگر یک بار به الوهیت اعتماد کنید، حس بهتری خواهید یافت.

شما واقعیت زندگی خود را می سازید.

وقتی کسی در زندگیتان حضور دارد که از او خوشتان نمی آید، این شما هستید که چنین امری را ایجاد کرده اید. اگر شما واقعیت زندگی خودتان را خلق می نمایید، پس آنها را نیز ایجاد کرده اید.

برای بیرون آوردن نور باید خودتان به درون تاریکی بروید.

دبی فورد، جویندگانِ سمتِ تاریکِ روشنایی

من به این نتیجه رسیده ام که توانایی پاکسازی و خالی نمودن ذهن (رفتن به صفر) یکی از بزرگترین عطایایی است که بشر شناخته است.

همۀ امور به هم مربوطند. تمامی چیزها از قوانین جهانی تبعیت می کنند و یکی از آن قوانین گردش ها هستند. دنیا از سرعت خوشش می آید. دنیا از گردش هم خوشش می آید و اگر بدانیم که در چه جهتی می خواهد بگردد، قطعاً امور زندگی خیلی روانتر خواهند گشت.

صفر خانۀ اصلی ما است.

اکنون به جایی رسیده ام که به جای این که بگویم “چرا من؟” و نوعی واکنش گناه آلود را در خود برانگیزانم، با خودم می گویم “من مسئول هستم” (بدون هیچ احساس گناهی). سپس می گذارم خداوند کار خودش را بکند.

بدین ترتیب از سر راه خود کنار می رویم. به محض این که پای خود را به هر شکلی از قبیل سرزنش، واکنش، ناله، غرغر و غیره از وجود خودمان فراتر بگذاریم، دیگر مشکل فعلی خود را در نظر نخواهیم داشت و لذا فرصت دست بر داشتن از مشکلی که در درون ما است را از بین خواهیم برد.

اگر خود را سرزنش کنیم، ارتباط خود را با الوهیت قطع خواهیم کرد.

چاره این است که نه کاملاً حق را به خود بدهیم و نه این که افسرده شویم بلکه فقط باید در مورد گرانبهاترین عطیه ای که گرفته ایم؛ یعنی خودمان، هیچ قضاوتی ننماییم.

صِرف تداوم پاکسازی از هر کار دیگری بسیار مهمتر است.

پاکسازی تنها راه دستیابی به نتایج سریعتر می باشد.

باید به الوهیت اعتماد نمایید تا آنچه را که برای شما صحیح است انجام دهد. آیا کسی را می شناسید که از الوهیت بهتر باشد؟ بعید است. پس دست از کارهای خود بردارید.

پیدا شده بود.

دکتر هیولن می گوید: وقتی خاطرات خود را پاکسازی می کنید آنچه که بیرون می آید شهود است. این یک استعاره و دلیل بر این است که پاکسازی درونی نتایج بیرونی هم دارد. شما نمی توانید تصمیم بگیرید که نتایج بیرونی چه باشند. تکرار می کنم که شما انتخاب می کنید ولی تصمیم نمی گیرید.

مستر استاد - هواوپونوپونو

دکتر هیولن هاله ای از دریای آرام در میان طوفانی از واقعیت را با خود دارد.

ما فقط برای این در اینجا هستیم که پاکسازی کنیم. همواره و به صورت پیوسته پاکسازی نمایید. تمامی خاطرات را پاکسازی کنید تا الوهیت بتواند به ما الهام نماید که آن کاری را که برای آن به اینجا آمده ایم انجام دهیم.

باید دست از این طرز فکر که مردم برای تو کاری انجام می دهند برداری. آنها برای خودشان کار می کنند. تنها کاری هم که تو باید انجام دهی پاکسازی است.

پاکسازی. پاکسازی. پاکسازی.

هدف از زندگی انسان بازگشت لحظه به لحظه به سوی عشق است. برای رسیدن به این هدف فرد باید بپذیرد که به طور ۱۰۰ درصد مسئول وضعیت کنونی زندگی خود می باشد. باید به این نتیجه برسد که افکار او هستند که در هر لحظه زندگی او را به این شکلی که هست می سازند. مشکل نه از افراد، مکانها یا موقعیتها بلکه از فکر آنها ناشی می گردد. باید قدر این نتیجه گیری را بداند که چیزی به اسم “آنجا” وجود ندارد. دکتر ایهالیا کالا هیولن

کاری که دکتر هیولن می کند این است که به درون خودش می نگرد تا ببیند که چه چیزی در درونش جریان دارد که باعث می شود چنین چیزی را در بیرون ببیند. وقتی در بیمارستان روانی کار می کرد، به اطلاعات مربوط به بیماران نگاه می کرد و هرگاه نسبت به رفتارهای آنان یا هر چیز دیگری احساس نفرت می نمود، با خود آن فرد برخورد نمی کرد. بلکه به سراغ احساساتی می رفت که در درون خودش بودند. وقتی هم که آنچه را که در درون خودش بود پاکسازی می کرد، آن افراد نیز پاک می شدند و شفا می یافتند.

تمامی آنچه که می توانیم انجام دهیم این است که خودمان را پاکسازی نماییم و از عبارت “دوستت دارم” برای شفا استفاده نماییم.

برای شفا دادن تمامی افکار و خاطراتی که اکنون ما را نگه داشته اند، می توانیم به سراغ الوهیت برویم چون او نسخۀ اصلی ما را بهتر می شناسد.

مورنا سیمیونا

من اکنون دیگر سعی نمی کنم که همه چیز را کنترل نمایم. دست از این کارها برداشته ام. تنها کاری که می کنم پاکسازی و قصد رسیدن به صفر است.

میآیی.”

قبلاً سعی می کردم مشکلات خودم و دیگران را حل کنم. ولی امروز دیگر کاری به آنها ندارم و خاطراتی را که موجبشان شده اند پاکسازی می نمایم. وقتی این کار را می کنم مشکلات خودشان حل می شوند و در حین حل شدن آنها، حال من نیز خوب می گردد.

“تنها کاری که می کنم این است که مکرراً بگویم دوستت دارم، متأسفم، لطفاً مرا ببخش و متشکرم.”

در عبارت سادۀ “دوستت دارم” سه عنصر وجود دارند که می توانند هر چیزی را متحول سازند: شکرگزاری، احترام و تحول.

یک روز دکتر هیولن به دنبال چیزی برای خوردن می گشت. فقط یک همبرگر فروشی به اسم برگربارن وجود داشت که به فکرم رسید ممکن است باز باشد.

ذکتر هیولن گفت: همبرگر، به نظر عالی می آید.

پرسیدم: مطمئنی؟

گفت: اوه، بله. همبرگرهای خوب را خیلی دوست دارم.

دکتر هیولن گفت: من یک همبرگر دوبل و یک چیزبرگر دوبل با سس سفید می خورم.

متحیر شده بودم. خوردن چنان غذایی به نظرم به معنی سکتۀ قلبی بود. گوشت؟ پنیر؟ با سس سفید؟ باورم نمی شد.

از او پرسیدم: آیا خوردن پنیر و گوشت و نان نگرانت نمی کند؟

گفت: اصلاً. هر روز صبحانه یک سوسیس فلفلی می خورم. خیلی هم این چیزها را دوست دارم.

واقعاً؟

دکتر هیولن برایم توضیح داد: خود غذا نیست که خطرناک است. بلکه مهم فکری است که دربارۀ غذا داری. قبل از این که غذایی را بخورم در ذهنم و خطاب به آن غذا می گویم که دوستت دارم! دوستت دارم! اگر با خوردنت چیزی را وارد بدنم می کنم که باعث بیماری ام می گردد، تقصیر تو نیست! حتی تقصیر من هم نیست! بلکه چیزی است که باعث می شود احساس مسئولیت بنمایم! سپس غذا را می خورم و از آن لذت می برم چون دیگر پاک شده است.

مهم این است که به همه چیز عشق بورزیم. با این کار آن چیز تغییر می کند. وقتی فکر می نمایید که سیگار کشیدن بد است، پس بد است. همبرگر هم وقتی آن را بد می دانید بد است. هر چیزی در سنت باستانی مردم هاوایی از فکر شروع می گردد و شفا دهندۀ بزرگ هم عشق می باشد.

مستر استاد - هواوپونوپونو

هر کاری که برایتان نتیجه بخش است را انجام دهید.

تنها ابزار پاکسازی گفتن “دوستت دارم” است.

شاید درک این قسمت از هو او پونو پونو دشوارتر از بقیۀ قسمت ها باشد. چیزی در خارج وجود ندارد. هر چه هست در درون ما است. هر چه را که تجربه می کنید، در درون خودتان تجربه می کنید.

  • پس آن پنجاه میلیون نفری که به رئیس جمهوری رای دادند که من از او خوشم نمی آید چه میشوند؟ واضح است که من هیچ نقشی در این کار آنها نداشته ام!
  • آن پنجاه میلیون نفر را در کجا تجربه می کنی؟
  • در سرم و به صورت اخبار.
  • آنها را در درون خودت می بینی. هر چه که پردازش می کنی در درون خودت می باشد. اگر پردازش نکنی آنگاه چیزی وجود نخواهد داشت.

آیا می توانی بگویی که فکر بعدی ات چه خواهد بود؟ هیچ کسی نمی تواند فکر بعدی اش را پیش بینی کند. هرگاه به ذهنت برسد، می توانی آن را بر زبان آوری. ولی خود فکر از ناخودآگاهت بر می خیزد. تو هیچ کنترلی بر آن نداری. تنها اختیاری که داری این است که وقتی فکرت پدید آمد، بر اساس آن عمل بکنی یا نکنی.

وقتی فکرت پدید آمد، می توانی هر کاری را که می خواهی بکنی ولی فکر در ناخودآگاهت ایجاد شده است. برای این که ذهن ناخودآگاه را پاکسازی نمایی تا به افکار بهتری برسی، باید کار دیگری انجام دهی.

تنها کاری که می توانی انجام دهی این است که پاکسازی نمایی تا انبار ذهنت از برنامه هایی که در آن هستند، تخلیه گردد. در اثر پاکسازی، افکاری که بر می خیزند مثبت تر،

سازنده تر و حتی عاشقانه تر می گردند.

من بطور مداوم می گویم “دوستت دارم”. ذکر “دوستت دارم” به هنگام کار، نوشتن، خواندن، بازی، صحبت یا فکر کردن، همان تلاش بیوقفه ای است که برای پاکسازی انجام می دهم تا هر آنچه را که میان من و صفر قرار گرفته است برطرف نمایم. آیا عشق مرا می توانید حس کنید؟

دکتر هیولن به ما می آموزد که به الوهیت اعتماد کنیم و در عین حال همواره به پاکسازی افکار و تجربیاتی که در راه گوش سپردن به الوهیت بروز می نمایند مشغول باشیم. اگر این کار را پیوسته انجام دهیم، می توانیم برنامه ها را ریشه کن نماییم و با راحتی و ظرافت بهتر از عهدۀ زندگی بر آییم.

خداوند مستخدم شما نیست. نباید از او چیزی بخواهید. فقط باید پاکسازی کنید.

این روزها چه چیزی را پاکسازی می کنی؟

راه شفا بخشیدن هر چیز، ذکر جملۀ سادۀ “دوستت دارم” می باشد.

مردم بیشتر به آنچه که حس می کنند می رسند تا آنچه که می گویند. اکثر کسانی که دعا می کنند، باور ندارند که خدا به آنان گوش می دهد یا کمکشان می نماید. اغلب از سر ناچاری به دعا می پردازند و این بدین معنی است که از آنچه که آن را حس می کنند؛ یعنی ناچاری، بیشتر جذب خواهند نمود.

اغلب مردم وقتی دعا می کنند به شکلی رفتار می نمایند که گویی هیچ قدرت یا مسئولیتی ندارند. ولی در هو او پونو پونو شما کاملاً مسئولید.

“دعا” هم برای طلب بخشایش به خاطر هر چیزی است که در درون شما جریان دارد و باعث پدید آمدن شرایط بیرونی گردیده است.

دعا نوعی ارتباط مجدد با الوهیت است. بقیۀ کار هم این است که به الوهیت اعتماد کنید تا شما را شفا دهد.

همه چیز، بدون استثنا، در درون شما است.

در این برهۀ زمانی باید به یاد داشته باشیم که کارکرد دعا برقراری پلی با مطلق است و شکست در آن راهی ندارد. این موضوع در صد درصد موارد کار می دهد مگر این که با بی اعتنایی به آن، مانع تحققش گردیم.

راز بزرگ شاد زیستن، همراهی با زندگی و نه کنترل آن می باشد.

بهتر است در حالی که پیوسته هر آنچه را که پیش می آید پاکسازی می نمایید، با جریان زندگی همراه گردید.

دنیا در واقع “در خدمت شما” است. کافی است به الوهیت بگویید که چه می خواهید تا برایتان فراهم شود. دست از کنترل کردن بردارید و بگذارید الوهیت کارش را از طریق شما انجام دهد.

تقصیر شما نیست بلکه مسئولیت شما است. دکتر جو وایتلی

شناخت خود از طریق هو او پونو پونو به شکلی که دکتر هیولن آن را درس می دهد به صورت زیر خلاصه می شود:

– پیوسته پاکسازی کنید.

– بر پایۀ ایده ها و موقعیت هایی که برایتان پیش می آیند عمل نمایید.

– پیوسته پاکسازی کنید.

همین.

شاید این کوتاهترین راه موفقیتی باشد که تاکنون ابداع شده است. امکان هم دارد که راهی با حداقل مقاومت باشد. مستقیم ترین مسیر به سوی حالت صفر باشد. همه اش هم با یک عبارت جادویی شروع می شود و پایان می گیرد: “دوستت دارم”. این همان راه ورود به منطقۀ محدودیت صفر است.

سال بعد هر جا که باشم خیلی بهتر از آنچه که اکنون می توانم آن را تصور کنم خواهد بود.

به همین لحظه خیلی بیش از لحظۀ بعد علاقه مند هستم. وقتی به این لحظه توجه می کنم، تمامی لحظات آینده نیز به خوبی آشکار می گردند. همان طور که یک بار به دکتر هیولن گفتم “این روزها قصدم این است که به قصد الوهیت احترام بگذارم”.

از وقتی که دست از گفتگوی درونی ام برداشتم و همه چیز را پذیرفتم. به آرامشی که تقریباً ورای درک بود رسیدم. عشق تکیه کلامم شده بود و آهنگی بود که همیشه در ذهنم اجرا می گشت.

وقتی لری کینگ از من پرسید که آیا روزهای ناخوشایندی هم در زندگی دارم، جواب دادم که بله، هنوز هم دارم. دکتر هیولن گفت که ما همیشه مشکل خواهیم داشت. هو او پونو پونو هم روشی برای حل مشکلات است. تا وقتی که بر ذکر “دوستت دارم” و پاکسازی مداومت داشته باشم، به جایگاه محدودیت صفر بر می گردم.

مستر استاد - هواوپونوپونو

علامت صفر، “عشق” است. لذا ذکر دائمی “دوستت دارم” به هماهنگ شدن ما با آن کمک می کند.

وقتی هم که بر اساس حس شهود عمل می کنیم، معجزاتی حتی بهتر از آنچه که می توانستیم تصور کنیم، به وقوع می پیوندند.

تفاوت میان صدای نفس و صدای شهود را می دانم چون صدای نفس با حالت اضطرار آمیخته است ولی صدای شهود آرام تر است.

صدا، چه ناخوشایند و چه آرام، در هر حال صدای نفس است. حتی همین الآن هم که در حال خواندن این کلمات هستید با خودتان حرف می زنید. آنچه را که می خوانید زیر سوال می برید. آن صدا را تشخیص می دهید و فکر می کنید که خودتان هستید. ولی در اثر مداومت بر انجام هو او پونو پونو این که چه چیزی واقعاً شهود است و چه چیزی نیست پیوسته برایتان واضح تر می گردد.

اکنون می گویم بیداری در هر زمانی می تواند رخ دهد. حتی در حین مطالعۀ این کتاب یا هنگام پیاده روی یا نوازش سگ. مهم وضعیت نیست بلکه حالت درونی شما مهم است. همه اش هم با یک عبارت زیبا آغاز می شود و پایان می یابد:

“دوستت دارم.”

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.