کتاب 123 بدرخش

معرفی کتاب ۲: ۱۲۳ بدرخش

یک شب که با دوست خوبم سعید بهزادی از تماشای تئاتر برمی گشتیم، صحبت درباره دکتر شهاب اناری شد و کتاب ۱۲۳ بدرخش ایشان، در حین همین صحبت‌ها بودیم که یکدفعه چشم من به ویترین یک کتابفروشی در انقلاب افتاد و دیدم ۱۲۳ بدرخش، آنجا می درخشد! بدون معطلی داخل فروشگاه شدیم و کتاب ایشان را تهیه کردیم. خواندن این کتاب برای من حدود یک هفته‌ای زمان برد، چون برخلاف عادتم بصورت متناوب و پراکنده این کتاب را خواندم؛ اما می‌توانم بگویم ارزشش را داشت.

موضوع کتاب اساساً درباره بهره‌وری و کارایی است، ۴ فصل کتاب به ترتیب عبارت است از:

۱-تسلط بر ذهن
۲-تسلط بر هدف و زمان
۳-تسلط بر روابط
۴-تسلط بر جسم

کتاب 123 بدرخش

تقریباً ۶۵% مباحث کتاب مربوط به دو فصل اول است و حقیقتاً هم خیلی خوب به مبحث هدف‌گذاری و چشم‌انداز ایدئال پرداخته است. مطالب کتاب علمی، ساده و پر از تمرین و تکلیف است که یکی از امتیازات کتاب نیز همین است، یعنی دقیقاً مانند یک کوچ حرفه‌ای سؤالات و تمریناتی طراحی‌شده که پاسخ به آن‌ها بسیار مهم‌تر از خواندن صرف کتاب است.

از مطالب جالب‌توجه برای من الگوی اتاتا (اطلاعات-تفسیر-احساس-تصمیم-اقدام) بود و انرژی‌های کاتابولیک و آنابولیک
یکی از بهترین مباحث مطرح‌شده در کتاب هم هفت سطح آگاهی دکتر بروس دی اشنایدر است که برای خود من بحث جالب و نوینی بود.

چرا این کتاب را توصیه می‌کنم:

پشتوانه علمی دکتر اناری و تلفیق آن با مباحث انگیزشی، موفقیت و کوچینگ، کتابشان را تبدیل به یک کتاب معتبر، کاربردی و همه‌فهم کرده است. تمرینات کتاب نیز اگرچه خیلی زیاد است ولی باعث می‌شود کتاب کاربردی‌تر و عملیاتی‌تر شود.

اصول یادگیری برنده ها

در ادامه ۳ نکته از مطالب کتاب را با شما به اشتراک می‌گذارم.


نکته شماره ۱- الگوی اتاتا

A: اطلاعاتی را از محیط دریافت می‌کنیم (ورودی)
B: اطلاعات را تفسیر می‌کنیم. (مهم‌ترین و حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین بخش در زندگی آدم‌ها همین قسمته)
C: آن تفسیر احساسات خاصی را در ما ایجاد می‌کند.
D: بر اساس آن تفسیر و احساسات تصمیم‌گیری می‌کنیم.
E: بر اساس آن تصمیم اقدام می‌کنیم.

مثال ۱:
اطلاعات: محصول آموزشی من به فروش نمی‌رود
تفسیر: آموزش در ایران جواب نمی‌دهد.
احساس: یاس، ناامیدی، دلسردی
تصمیم: بیشتر بازاریابی نمی‌کنم، تلاش و خلاقیت بروز نمی‌دهم.
اقدام: تنبلی

مثال ۲:
اطلاعات: محصول آموزشی من به فروش نمی‌رود
تفسیر: مسئولیت ۱۰۰% این موضوع با من است و هنوز به‌اندازه کافی رشد نکرده‌ام.
احساس: پذیرش موضوع، ریشه‌یابی موضوع و کنجکاوی
تصمیم: پرسش و کمک خواستن از افراد متخصص، کار روی مهارت‌ها و توانمندی‌های خودم، تفکر برای خلاقیت
اقدام: تماس با افراد، یادگیری، پیدا کردن روش‌های خلاقانه برای فروش

الگوی اتاتا

نکته شماره ۲: شش نوع ترس (برای اطلاعات بیشتر ر.ک صفحه ۳۱ کتاب)

یک- ترس از شکست

دو- ترس از ضرر

سه- ترس از دشواری مسیر

چهار- ترس از حرف مردم

پنج- ترس از موفقیت

شش- صدای منتقد درون

ترس از شکست به نظرم اولین قاتل موفقیت است، اگر موفق نشدم چی؟ اگر به درآمد نرسیدم چی؟ اگر جواب نداد چی؟
راهکار دکتر اناری: تمرکز روی وجه مثبت قضیه. اگر موفق شدم چی؟ اگر به درآمد میلیاردی رسیدم چی، اگر کارم گرفت چی؟
این سؤالات رگباری مثبت باعث میشه با ۱۱۰% توان و انرژی تون اقدام کنید. به‌اصطلاح شل و ول کاری را شروع نکنید و با تمام ایمان تون عمل کنید.

ترس از ضرر: منظور ترس از دست دادن چیزهایی در مسیر رسیدن به هدف است. این به نظرم یک واقعیتیه که باید باهاش روبرو شد، مثلاً کسب‌وکار راه انداختن، باعث میشه گاهی از استراحتت، تفریحت و مسافرتت و مهمانی بزنی، درس خوندن برای یه آزمون باعث میشه گاهی از فوتبال دیدن، سریال دیدن و موبایلت صرف‌نظر کنی. درهرصورت بده بستان قانون طبیعته. یه چیزی میدی و یه چیزی می‌گیری.

ترس از دشواری مسیر: می خوام اعتیادمو ترک کنم می‌ترسم تو مسیر کم بیارم. می خوام طراحی سایت را یاد بگیرم میگم خیلی سخته و کار من نیست. می خوام زبان یاد بگیرم میگم باید دو سال پدر دربیاد. همه این‌ها ترس از دشواری مسیره. راهکار: به نتیجه فکر کن و خودتو تصور کن که به هدفت رسیدی.

ترس از حرف مردم: بدترین نوع ترس و به نظرم بسیار شایع.
خود من در یه برهه‌ای اگر این ترس را نداشتم شاید در عرض یک سال تا آخر عمرم به استقلال مالی می‌رسیدم.
راهکار دکتر اناری: قضاوت‌ها و حرف‌وحدیث مردم سه عامل اساسی دارد: ۱-جهل آن‌ها از نیت و هدف شما ۲-حسادت و عصبانیت آن‌ها از شرایط خودشان ۳-خیرخواهی
مشخصاً دو عامل اول را باید نادیده بگیریم و جالب آنکه بیش از ۹۰% قضاوت‌های مردم ناشی از همین دو عامل اول است. در خصوص عامل سوم هم بدانیم که حرف اطرافیان بر اساس تجربیات شخصی خودش است و واقعیت زندگی او لزوماً واقعیت زندگی ما نیست. هرکسی نظرش را بر اساس تجربیات فردی خودش و فیلتر ذهنی خودش مطرح می‌کند که ممکن است لزوماً درباره ما صدق نکند.

ترس از موفقیت: عجیبه! ترس از موفقیت یعنی یه پات رو گازه و یه پات رو ترمز. به عبارت ساده‌تر دوست داری موفق بشی ولی موفقیت در باورهات مترادف با درد و رنجه. مثال: من آگه پولدار بشم خوبه ولی دیگه از خدا دور میشم. من آگه مشهور بشم خوبه ولی دیگه آرامش ندارم.
راهکار: کار کردن روی باورها و جایگزینی یک باور مناسب

صدای منتقد درون: عمیق‌ترین نوع ترس است. حسی در درون به ما می‌گوید تو کافی نیستی و موفق نخواهی شد. نکن شکست می‌خوری، فکر کردی کی هستی تو. تو آدم کارهای بزرگ نیستی، تو تجربه و هوش کافی نداری.
راهکار: سعی کنیم نمونه‌های متضاد صدای درون را به خودمان یادآوری کنیم و آن پیام شیطانی تو کافی نیستی را به چالش بکشیم. وقتی منتقد درون می‌گوید تو باهوش نیستی بگردیم و ببینیم در کجاها در زندگی‌مان باهوش عمل کرده‌ایم.

نکته شماره ۳: لزوم داشتن یک کوچ

یکی از مهم‌ترین نکاتی که دکتر اناری در کتابش توصیه می‌کند و من همیشه انتهای سمینارهایم به‌عنوان یک توصیه جدی مطرح می‌کنم بحث داشتن یک کوچ یا پشتیبان است.
اساساً وقتی شما در زندگی‌تان یک نفر (ترجیحاً مربی یا مشاور یا دوست خیرخواه مثبت اندیش) را داشته باشید که کارها و اقداماتتان را به او گزارش کنید، احتمال رسیدن شما به هدفتان بسیار زیاد می‌شود. ضمن اینکه امکان کم‌آوردن و ناامید شدنتان نیز کاهش می‌یابد.

 

قانون جذب

عه! دکتر اناری هم که قانون جذبیه!

دکتر اناری

یکی از بهترین مگا پست های این وبسایت: راهنمای جامع اهمیت گرایی در زندگی و کسب و کار
نخونید بدجور از کیسه تون رفته!

1 پاسخ

تعقیب

  1. […] شهاب اناری بعد از کتاب «۱۲۳ بدرخش» این بار کتاب جدیدی روانه بازار کرده است که مانند کتاب […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.