کار کردن یعنی این! بقیه اش بازی کردن است.

 

کتاب اینستالوژی

برگرفته از کتاب اینستالوژی

 

مرد چرپان نمرده! از خستگی کار اینطور روی خاک و سنگ خوابیده؛ نه بیهوش شده!

شاید یک شبانه روز دنبال گله دویده ، سراسر دشت را طی کرده، کمرکش کوه را بالا رفته ، هرچه مرغزار این اطراف بوده گوسفندهایش را برده ؛ گوسفندها مثل عائله اش هستند ؛ برایش عزیزند.

در راه با آن بیلچه کوچک که حالا بالای سرش افتاده گیاهان دارویی هم جمع کرده که بعدا ببرد داخل ده بفروشد و کمک خرج باشد؛ وحالا که عائله اش را رسانده زیر سایه درخت ، خودش خاک را بهترین تشک دیده ! سرش را گذاشته روی سنگ و خاک و مثل خانه قبر خوابیده.

خستگی گاهی معنای آرامش است.

من احساس می کنم مرد چوپان به قلب آرامش جهان راهی دارد؛ تشکی ندارد، کفش هایش پاره است لباس هایش خاکیست ، اما آرامشش به اندازه نصف جهان است.

خستگی گاهی معنای بی تعارفی هم هست، بی تعارفی با دنیا ، که می توان بی رودربایستی با دنیا طرف شد، خسته اش کرد تا آرامش را پس گرفت.

به نظرم برای مرد خستگی کنار عائله اش اینجا قدری دارد که ثروت دنیا ندارد.

حالش سخت مجذوب کننده است و من شیدایش شدم.

این عکس را آقای شهردار* چسبانده داخل اتاق اش؛ روبروی دید خودش می گوید : کار کردن یعنی این؛ بقیه اش بازی کردن است. 

*محمدباقرقالیباف(شهردار سابق تهران)

** متن و عکس برگرفته از کتاب اینستالوژی نوشته سید مجید حسینی

2 پاسخ
  1. علیرضا بخشی
    علیرضا بخشی گفته:

    سلام استاد بزرگوار
    اینطور کار کردن یک عشق و یک اشتیاق بی پایان میخواهد. گویی که خود این مدل کار کردن هدف اصلی است و به جایی رسیدن یا نرسیدن اصلا مهم نیست. مهم اینست که کار خود را انجام داده باشیم.

    مجید حسینی… امیدوارم عاقبت به خیر ایشالله…

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.