درباره کتاب مزخرف آداب روزانه

پیشنهاد نخریدن: کتاب آداب روزانه

به پیشنهاد متمم (+) کتاب «آداب روزانه» نوشته «میسن کاری» را خریدم و تا انتها خواندم.قبل از اینکه کتاب به دستم برسد شوق و ذوق زیادی برای خواندنش داشتم.عنوان کتاب (آداب روزانه، روز بزرگان چگونه شب می شود) بسیار جذاب بود.طرح جلد زیبا نیز جذابیتش را بیشتر کرده بود.مشتاق بودم آداب روزانه ۱۶۱ شخصیت موفق علمی و هنری را بخوانم و ایده های الهام بخش آن را استخراج کنم.

وقتی کتاب دستم رسید همان ابتدا با خواندن مقدمه مترجم، به ذهنم رسید که خودم با یکسری اساتید ایرانی مصاحبه کنم و آداب روزانه آنها را کتاب کنم، بنابراین گوشه صفحه نوشتم: آیین روزانه اساتید ایرانی تا مهر ۹۸ چاپ شود!

مقدمه مترجم و نویسنده تا حدی خوب بود و اشتیاقم را برای خواندن کتاب بیشتر کرد اما وقتی شروع به خواندن آداب روزانه شخصیت ها کردم اشتیاقم فروکش کرد و هر چه جلوتر رفتم حالم بیشتر بد شد.

شخصیت هایی که زندگیشان بیشتر، ناامید کننده بود تا الهام بخش.

مصرف افراطی الکل و داروهای آرام بخش و اعتیاد جز جدانشدنی زندگی اغلب آنها بود.در این کتاب از هرزگی،مصرف افراطی مشروبات،بدخلقی،انزوا، خستگی،بی رحمی،قرص های خواب آور،خودکشی و هر چیز مزخرفی صحبت شده است.این کتاب بیشتر از اینکه الهام بخش باشد نشان دهنده یک زندگی درب و داغان سگی است.از متمم بعید بود چنین کتابی پیشنهاد بدهد.

بخشی از کتاب آداب روزانه:

فروید، یک بار که به خواهر زاده‌ی هفده ساله اش سیگاری تعارف کرد و پسرک رد کرد، به او چنین گفت: «پسرم! سیگار کشیدن یکی از بزرگ‌ترین و ارزان‌ترین لذات زندگی است. اگر تصمیمت را گرفته‌ای که سیگار نکشی فقط می‌توانم بگویم برایت متاسفم»

اغلب مردم هر روز کار می‌کنند و هر از چندی از رابطه‌ی جنسی بهره‌ای می‌برند. سیمنون هر روز رابطه‌ی جنسی داشت.در ایام اقامتش در پاریس، روزانه با چهار زن مختلف رابطه داشت. خودش تخمین می‌زد که در طول عمرش با ده هزار زن به بستر رفته است(همسر دومش نظری جز این داشت و می‌گفت این عدد هزار و دویست بیش‌تر نبوده است)!

گراهام درین روزی دو بار قرص بنزدرین می خورد یکبار موقع برخواستن از خواب و یکبار وسط روز.

ساموئل بکت تمام شب ها در میکده های مونپارس،جام های شراب قرمز ارزان را پر و خالی می کرد و پیش از سپیده باز می گشت و با خودش کلنجار می رفت تا بتواند بخوابد.

آیا کتاب آداب روزانه حتی یک نکته به درد بخور هم نداشت؟

حتما اگر تلویزیون ببینیم یک چیز مفید هم در آن یافت می شود ولی opportunity cost را چه کنیم!

پی نوشت۱: من یک عالمه کتاب بد،سطحی و مسخره خوانده ام و قرار نیست آنها را اینجا معرفی کنم بلکه فقط در این وبلاگ کتاب های خیلی خوب و  عالی (و نه حتی خوب) را معرفی می کنم ولی نمی دانم چرا یک حسی می گفت درباره این کتاب و توصیه به نخریدنش یک پست بنویسم.

پی نوشت۲: کتاب الهام بخش به این میگن:  مصاحبه با کارآفرینان اینترنتی

 

7 پاسخ
  1. مرتضي قلي نژاد ملكشاه
    مرتضي قلي نژاد ملكشاه گفته:

    درود بر جناب شیرمحمدی.
    در کشور ما رسم بر این نیست که انسان ها و صاحبان کسب و کار از اشتباهات و شکست هاشون بگن و فقط از موفقیت ها و کارهای خارق العاده و یا خاصی که انجام دادند در سمینار ها، همایش ها و کتاب ها شون می گن و می نویسند. همین مسئله باعث شده تا در بین جوانان و کسانی که در این همایش ها شرکت می کنند و یا کتاب‌های آنها را می خوانند توهمی به وجود بیاید به نام توهم موفقیت. فکر می کنند که رسیدن به موفقیت بسیار کار ساده ای است یا همین که یک کسب و کار جدید یا استارتاپ را راه‌اندازی کنند می‌توانند پول کلانی به دست بیاورند.
    سایت شما این حرکت بسیار خوب را شروع کرده که در مورد اشتباهات مطلب می نویسد منظورم قسمت اشتباهات زندگی من هست که در سایت شما به قلم شما به رشته تحریر درآمده.
    و اما نکته اصلی، شاید هدف شما این باشد که در این وب سایت کتاب های خوب را معرفی کنید اما به نظر من این رسم را ادامه دهید و کتاب هایی که خوب نیستند و حتی شاید مضر هم باشند را نیز در سایت خود معرفی کنید و برای اینکه به کسی از جمله نویسنده، ناشر و مترجم آن کتاب برنخورد بگویید که فقط نظر شخصی تان را می گویید و شاید نظر خواننده یا کس دیگری چیز دیگری باشد اما با توجه به استاندارد هایی که من یعنی حسین شیرمحمدی دارم این کتاب کتاب کاربردی و یاجالبی نیست.
    به نظرم با این کار چند فایده مهم دارد:
    ۱- در مسیر رسالت سایت خود گام موثرتری برمیدارید.
    ۲- اعتماد مخاطب به سایت شما بیشتر می شود و حرفه ای تر جلوه میکنید.
    ۳- نویسندگان و مترجمان متوجه می‌شوند که نباید سرمایه های این کشور، از کاغذ گرفته تا وقت و پول خریدار کتاب را به هدر بدهند.
    ۴- خوانندگانی مثل من هم متوجه میشوند که هر کتابی، کتاب خوبی نیست و باید در خرید کتاب تامل کنند و استاندارد هایی برای خرید کتاب داشته باشند.
    ۵- سایر اساتید هم یاد میگیرند که فقط از موفقیت ها نگویند، از شکست ها هم بگویند.
    ارادتمند مرتضی ملکشاه

    پاسخ
    • حسین شیرمحمدی
      حسین شیرمحمدی گفته:

      سلام و عرض ادب
      والله کتاب بد که خیلی زیاده.حتی اگر معروف باشن مثلا کتاب «تختخوابت را مرتب کن» این کتاب به نظر من هیچیییییییییی نداره. ولی نمی دونم چرا اینقدر معروف شده. به نظرم نباید روی اونها تمرکز کرد به نظرم معرفی کتاب خوب خیلی بهتره.

      پاسخ
      • مرتضي قلي نژاد ملكشاه
        مرتضي قلي نژاد ملكشاه گفته:

        درود. اتفاقا کتاب تختخوابت را مرتب کن رو چند روز قبل در یک کتابفروشی دیدم. وسوسه شدم که بخرم اما نخریدم چون الان برایم اولویت نداشت. فقط برای ارضاء حس کنجکاویم ازش عکس گرفتم که بعدا در صورت ضرورت خریداری کنم. الان که شما گفتید این کتاب چیز خاصی نداره خوشحال شدم که نخریدم. منظورم همین نوع نظر بود. دمتون گرم. بازم اگر کتاب بیفایده میشناسید معرفی کنید. 🙂 🙂 🙂

        پاسخ
  2. حمیدی
    حمیدی گفته:

    سلام خدمت استاد بزرگوار.به نظر من هم این ایده جالبه که کتاب های بد هم معرفی بشه. نه لزوماً همه،حداقل کتاب هایی که بی دلیل معروف شدند اما فاقد محتوا هستند.
    این کار مثل امر به معروف و نهی از منکر میمونه که در کنار هم جذابیت بیشتری دارن.
    با تشکر

    پاسخ
  3. دانیال فتاحی
    دانیال فتاحی گفته:

    با سلام و عرض ارادت خدمت آقای شیرمحمدی عزیز، فکر میکنم اولین باره که تو یه سایت کامنت میذارم اگرم گذاشتم شاید مربوط به ۱۰ سال پیش بوده ولی بهم الهام شد که نظر شخصیمو بنویسم و البته نمیگم که این نظر درسته یا غلط، فقط دیدگاه من در این لحظه است.
    ۱- به نظرم هر چیز بدی یه نکته خوب برای یاد دادن به ما داره قطعا داره، مثلا از یه قسمت هایی از کتاب به درک مفهوم پشتکار رسیدم و واقعا بهم ایده داد. از هر اتفاق بدی میشه الهام گرفت از هر آدم به ظاهر بدی میشه یه چیزی یاد گرفت.
    همین کتاب به شما ایده نوشتن یه کتاب رو داد پس هر چیزی میتونه خوب نه، بلکه فوق العاده باشه
    ۲- زیاد سخت نگیریم و فکر نکنیم همه آدمای موفق فقط و فقط عادت های خوب داشتن، البته منظورم این نیست که عادت های بد (مشروب خوردن، سیگار کشیدن و…) به آدم کمک میکنه نه، منظورم اینه نباید کمالگرا بود مثلا طرف فکر کنه اگه سحرخیز نباشه نمیتونه موفق بشه یا اعتقاداتی این شکلی
    ۳- خوب یا بد رو چه کسی مشخص میکنه؟ اصلا رفرنسی در این مورد وجود داره؟ ممکنه من با مسافرت حالم خوب بشه و بگم سفر بهترین و لذت بخش ترین تجربه است ولی کسی رو دیدم (واقعا چنین شخصی رو دیدم) که اصلا مسافرت دوست نداشت و میگفت از سفر بدم میاد. خب حالا سفر خوبه یا بد؟ سلیقه یا طرز تفکر شخصی ما خوب و بد رو مشخص میکنه چیزی که برای ما بهترینه ممکنه برای یه نفر دیگه عذاب باشه و چیزی که ما ازش متنفریم ممکنه بهشت یکی دیگه باشه

    پاسخ
    • حسین شیرمحمدی
      حسین شیرمحمدی گفته:

      سلام دانیال جان
      عجب کامنت مودبانه،سنجیده و پخته ای.عالی بود پسر
      واقعا حرفی ندارم جز سپاسگزاری و اینکه این کامنت از یک ذهن کار شده میاد.بهت تبریک میگم چنین جهان بینی ای داری.جدا عالی بود.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.